2
خرداد

یادواره « نامه ای به روح الله »

پیوند: http://yadvare.womenhc.com/?p=21148&more=1&c=1&tb=1&pb=1#item_21148

برای نسلی که امام خمینی(رحمه الله علیه) را از نزدیک ندید و ایام حیاتش را درک نکرد؛ شاید شناختش از امام به صدا و تصویر و خواندن سطرهایی درباره ایشان محدود باشد؛ اما عشق به امام خمینی، چون خورشیدی بر دل تمامی فرزندان این مرز و بوم تابیده است و تا ابد جاویدان خواهد ماند. چه آنها که با اشاره امام، جان برکف نهاده و به عشق مقتدای خود در برابر دشمن سینه سپر کردند و چه آن ها که زمانی قدم به این دنیا گذاشتند که بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران و پیر و مقتدای این سرزمین از این جهان پرکشیده بود. مردی که سراسر ایام حیاتش وقف به خدا بود و خدمت به مردم.


حال در آستانه بیست و سومین سالگرد عروج ملکوتی آن یار سفرکرده، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی رحمه الله علیه، سامانه وبلاگ حوزه های علمیه خواهران یادواره ای را با نام « نامه ای به روح الله » برگزار می کند.


خواهران طلبه سراسر کشور می توانند نامه های خود به امام خمینی(ره) را حداکثر تا بیستم خردادماه به آدرس الکترونیکی womenhc@whc.ir ارسال کرده و یا در بخش نظرات وبلاگ http://yadvare.womenhc.com متن نامه را تایپ و ارسال نمایند.


آثار دریافتی، در همین وبلاگ با نام خودشان منتشر شده و از سه نفر از برگزیدگان این یادواره تقدیر به عمل خواهد آمد.


free b2evolution skin
نظر از: زهره کریمی [بازدید کننده]  
زهره کریمی

سلام بر تو ای روح خدا سلام بر تو که مرا به یاد نوح می اندازی چند سال کشتی ساختی چند سال در فراق یارانت گریستی چند سال برای هدایت آنها دعاکردی؟ کدامشان سوار کشتی شدند ؟ کدامشان دستِ رد به سینه ات زدند ؟ کدامشان سوار شدند در حالی که دست تو را نگرفته بودند؟
صدای غرش ابرها را که شنیدی به فکر چه چیزی بودی؟ شاید به فکر این بودی که کشتی را کجا بنشانی شاید به فکر این بودی که نکند نَفَس منافقان ، کشتی را غرق کند. هنوز هم برایمان دعا می کنی؟ هنوز هم نگران این کشتی و سرنشینان آن هستی؟
ناخدا ، سکان را که به دست معتمد دادی ، ملوان های معتمد هم داشتی که کنارش بایستند و کمکش کنند؟
دریا بس طوفانی و خطرناک است هنوز هم راه را نشانمان می دهی؟ به اندازه کافی کنارشان ایستاده بودی که راه را گم نکنند؟ نه… کشتی انقلاب در دریای فتنه گرفتار شد ، ملوانان یکی پس از دیگری رنگ عوض کردند و هر کدام میخ به جایی کوبیدند که نشسته بودند هر کس به فکر ذخیره آذوقه و توشه خودش شد ، و ناخدا را تنها گذاشتند دستهایش را بستند ، به گوش ساکنان کشتی آوای دجال خواندندو کشتی را رو به همهمه بردند . کور سوی فانوس های صخره های دور ، چشمشان را گرفت و کشتی را به سمتی بردند که منجر به سوراخ شدنش شد.
اندک اندک کشتی را در گرداب بلا انداختند، بی درایتی، بی خردی و ندانم کاری هایشان دامن آنان که ناخدا را قبول داشتند را هم گرفت ، آتش نفسهای جهنمی شان، جان همه را سوزاند ، عریانی افکارشان روح محجبه ی اسلام را بی عفاف کرد، هر سخن که شنیدند چه حق بود و چه ناحق ، آنطور برداشت کردند که روح بیمارشان می طلبید….
کجایی …. چرا دست های دعاگویت را از سر این مردم برداشتی ، چقدر دیر آمدی و چقدر زود رفتی
حالا می فهمم چرا روزی که رفتی عمو سر به دیوار گذاشت و های های گریه کرد ، پدر چرا مانند یتیمان اشک می ریخت ، اشک می ریختند شاید به دلیل غربت کشتی، به دلیل غربت ناخدا، به دلیل غربت امت…
روح الله سکوت را بشکن و باز راهنمایی کن ، چه غریبانه ، چه مظلومانه کشتی را که با خون دل ساختی آتش زدند، سوراخ کردند، و چقدر راحت اندیشه های سرنشینان را آلوده کردند …..
روح الله
ناخدا تنهاست دعایش کن
دعایمان کن….

1391/03/17 @ 11:18
نظر از: نوروزی [عضو] 
نوروزی

بیست و دو سال بی‌حضورش گذشت که اگر بود، هنوز ایران حضور قدسی و روحانی‌اش را می‌بالید.روزها گذشت و ماه ها ، سال شدند و اکنون عمر هجران به بیست و دو سال رسیده است و هنوز هم در و دیوار جماران سادگی ، صمیمت و شیرینی کلام و لهجه‌ی اش که حکایت از طعم خاص همزبانی و هم‌دلی با مردم را داشت را گواهی می‌دهد جماران تا همیشه تاریخ حکایت خواهد کرد که او که بود، چگونه زیست و چگونه به دیار حق شتافت !آری ! او بود که شرط اصلاح جامعه را اصلاح خود فرد می‌دانست و می‌گفت: انسان اگر خودش منحرف باشد، نمی‌تواند دیگران را مستقیم کند و رهنمود او برای جلوگیری از کارهای خلاف شرع و اصلاح افراد فاسد، پیشه کردن رفتار نرم و ملایم می‌دانست.

او شجاعت در بیان حق را همواره به مردم توصیه می‌کرد و می‌گفت: در برابر انحرافات بایستید و از هیچ کس ترس نداشته باشید و در همه حال، ذات الهی را در نظر بگیرید و وظیفه خود را انجام دهید.

و هنوز و هر گاه این جمله حجت‌الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی را می‌خوانم به فکر فرو می‌روم ، اما یقین دارم که امام مرد حق بود و مردان خدایی زنده و جاودان خواهند ماند :

«خیلی‌ها می‌آیند و می‌روند و یادی از آن ها باقی نمی‌ماند . اما امام ماندگار است. آنچه امام را از دیگران متمایز می‌کند این است که امام گامی‌ برنمی‌داشت جز این که قبل و بعد و همراه آن گام خداوند را می‌دید.»

1391/03/09 @ 09:01


فرم در حال بارگذاری ...